تبلیغات
عیسی خندق - آداب و رسوم مازندران

آداب و رسوم مازندران

شنبه 17 مرداد 1388 01:45 ب.ظ

نویسنده : فیروز بخشی
ارسال شده در: فرهنگی ،
آداب و رسوم مازندران چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط انوری   
02 مرداد 1387 ساعت 11:44

سنت حسنه برف چال:

یكی از آداب و رسوم بجای مانده از گذشتگان در خطه سبز شمال كشور سنت حسنه برف چال است كه مردم برف را در چاه سر پوشیده ای ذخیره می كنند و این چاه در 90 كیلومتری شهر آمل ( بخش لاریجان ) در ضلع جنوبی قله سترگ دماوند قرار دارد .

برف چال نوعی مخزن برف سر پوشیده است كه عمق آن از سطح زمین حدود 7 متر و دهانه آن حدود 4 متر می باشد دیواره این مخزن از سنگ چیده گردیده و سقف آن با چوب و گل پوشیده شده و در سالهای اخیر روی آن را بتن داده اند و برای برداشت برف در قسمت پائین دست چاه تونلی حفر شده كه ضمن برداشت برف می توان به كف چاه دسترسی پیدا كرد .منشاء سنت برف چال را باید یك رویكرد زیست محیطی و معیشتی دانست منبع اصلی این عملكرد در ارتباط با شرایطی است كه دامداران این گروه در روستای اسك در مرتع اسك وش به دنبال كندن چاله ای برای ذخیره كردن برف برای استفاده در تابستان بودند اما رویكرد منسكی و رسمی آن را باید به بانی این رسم یعنی سید حسن ولی نسبت داد .

اگر چه رسم برف چال با یك رویكرد معیشتی اقتصادی شروع می شود ء اما پیوند آن به یك رسم را باید از دیر باز به اندیشه ها و باورهای مذهبی به معنی وسیع آن آمیخته دانست به خاطر همین هر بار توانسته با شرایط هر عصری همخوانی یابد به خصوص كه امروزه علاوه بر كاركرد اقتصادی و مذهبی با كاركرد های اجتماعی و هویتی همراه شده است .از گذشته مراسم برف چال هر ساله در یكی ازروزهای نیمه اول با نیمه دوم اردیبهشت برگزار می شد و روز جمعه به خاطر مناسب بودن آن به لحاظ مذهبی وشغلی اجرامی شد.

 

نوروزخوانی:

 از عمده ترین آیین هایی كه همراه با موسیقی خاص خود هنوز هم بصورت كمرنگی در نواحی مختلف كوهستانی ، كوهپایه یی و جلگه یی البرز رواج دارد باید از نوروزخوانی یاد كرد . مازندران پیوسته یكی از مراكز پر رونق ‹‹ نوروزخوانی ›› بوده است .

در این رابطه علاوه بر نوروزخوانان مازندرانی ، تعداد قابل توجه ای از نوروزخوانان كومش و طالقان وظیفه اجرای آنرا در این منطقه برعهده داشته اند .همه ساله قبل از فرا رسیدن نوروز ، تعداد بیشماری از نوروزخوانان همراه با یك همخوان كه به اصطلاح محلی آنها را  ‹ پیوری كر › piyurikar ) ( یا ‹ په خون › ( (pekunkمی گویند . كلیه روستاها و آبادیهای كوهستانی و جلگه یی را زیر پا گذاشته و ضمن توقف در مقابل یكایك منازل به اجرای نوروزخوانی می پرداختند .حضور نوروز خوانان در روستاها و آبادیها به منزله فرا رسیدن بهار و بشارت نوروز بوده است . از همین رو مردم ضمن استقبال گرم از نوروز خوانان ، انعام قابل توجه ای را تقدیم آنان می داشته اند .  كارنوروزخوانان معمولا از دوازدهم اسفند آغاز و تا یك روز قبل از تحویل سال نو ادامه مـی یافت . با این حال برخـی از نوروز خوانان چند روز اول سال نو نیز به كارشان ادامه می دادند .كار نـوروز خوانـان از نظر اوقـات شبانـه روز نیز متفـاوت بوده است . اگـر چـه نوروز خوانان مازندرانی طبق سنتهای نیاكان خویش كار خود را بامدادان آغاز و غروب هنگام به پایان می رساندند . ولی در برخی نواحی كار نوروزخوان تا پاسی از شب ادامه می یافت .

عید نوروز :

هنگام تحویل سال افراد خانواده دور سفره هفت سین كه با ظرافت و سلیقه خانم خانه چیده شده می نشینند و در حالیكه پدر خانواده دعای تحویل می خواند منتظر سال نو می شوند. در گذشته كه امكانات ارتباطی مانند رادیو و تلویزیون نبود با تیراندازی یا گفتن اذان سال جدید را به همه اعلام می داشتند. بعد از این كه سال نو شد كسی كه به عنوان مادرمه انتخاب شده با مجمعی كه در ان قرآن ، آیینه، اب ، سبزه و شاخه های سبز جوان قرار دارد وارد خانه می شود چهارگوشه اتاق ها را آب می پاشد قرآن را كنار سفره هفت سین می گذارد و شاخه های سبز ( درخت آلوچه) را به این نیت كه سال سرسبز و خوش و خرمی برای خانواده باشد، جلوی در اتاق آویزان یا روی طاقچه اتاق می گذارد. دراین روز مادر خانه، غذای عید، سبزی پلو با مرغ یا گوشت درست می كند. علاوه بر آن غذایی به عنوان خیرات برای اموات می پزند و بین مردم پخش می كنند . در غروب شب اول سال به این اعتقاد كه چراغ خانه آنها همیشه روشن و نورانی باشد، به سر در خانه ها شمع یا شعله آتش آویزان می كنند.

 

خوردنی های عید  :
چند روز مانده به عید مقدار زیادی برنج را می خیساندند و بعد از شستشوی كامل آن را نیمه خشك می كردند و به همراه دیگر زنان به دنگه سر(آسیاب دستی) می رفتند و برج ها را آرد می كردند كه به آرد برنج ((دنكو)) می گویند. پس از آن كه سهم صاحب آسیاب را از دنكو دادند به خانه بر می گشتند. دنكو را روی حرارت ملایم تفت می دادند آن وقت با پودر قند و روغن گاوی حلوا درست می كردند. پیشتر ها اندازه حلوا درست به اندازه ی یك آجر بود. هم چنین باآرد برنج (دنكو) >> كماج << هم می پختند. كماج نان گردی است كه محتویات آن آرد برنج" شیر و تخم مرغ می باشد. معمولا زنان بعد از پختن نان خانگی خمیر كماج را روی تنور می گذاشتند و روی آن را با صفحه ای فلزی پوشانده زغال های گداخته می گذاشتند كه در واقع همان عمل فر امروزی بود و كماج مانند كیك پوف می كرد. از خوردنی های دیگر نوروز دخترانه است كه آن هم ازبرنج پخته و خشك شده در آفتاب تند تابستان درست می شود. برنج خشك شده را در روغن بسیار داغ می ریزند كه فورا پفكی می شود آن را در ظرفی می ریزند و بر رویش عسل یا شیره ی خرمالو و یا شكر می پاشند و مصرف می كنند. از خوردنی های دیگر نوروز نان تنوری ریز است كه از آرد گندم تخم مرغ"شكر و روغن درست می شود. نان تنوری ریز توسط زنان در تنور پخته می شود و در سفره نوروزی قرار می گیرد. رنگ كردن تخم مرغ از كارهای دیگر زنان و دختران مازندران است. در قدیم برای رنگ كردن تخم مرغ گزنه را در آب جوش می جوشاندند و تخم مرغ را در آب آن قرار داده می پختند كه تخم مرغ ها رنگ سبز طبیعی به خود می گرفت. هم چنین با زغال شكل های مختلفی روی تخم مرغ می كشیدند. همه ی مراسم فوق هم اكنون در مازندران رایج است جز این كه شكل انجام آنها تغییر نموده مثلا همه مردم برای آرد برنج به ((دنگ سر))نمی روند بلكه با آسیاب های كوچك برقی در منزلشان برج را آرد می كنند اگر چه در بعضی نقاط مثل((خواجه كلا)) زیراب دنگ سر وجود دارد و مردم از هر محله ای به آنجا می روند و بر نجشان را ((دنكو)) می كنند. هنوز هم ((دنكوی)) دنگ سر از نظر مرغوبیت حرف اول را می زند. هم چنین برای رنگ كردن تخم مرغ از رنگ های شیمیایی استفاده می كنند و كماج را در فر می پزند. از شیرینی های بسیار خوشمزه و تقریبا پر خرج ایام نوروز در مازندران ((آب دندان)) است كه از آرد برنج بسیار نرم و پودر قند و كره تشكیل شده است. آب دندان در فر پخته می شود و سابقه ای دیرینه دارد.



 جشن نوروز ماه:

مردم مازندران در اواسط مرداد ماه جشنی به نام نوروز ماه دارند وقتی كه اولین محصول برنج زودرس رسید بعد از جمع آوری و درو با همان برنج غذا درست می كنند و درخارج از روستا جشن پایان كار می گیرند. این مراسم دست مانند سیزده به در است و اعتقاد دارند كه این روز را حتما" باید بیرون از روستا به سر برد در واقع این جشن یك نوع سپاسگزاری به درگاه خداوند است.

مراسم تیرماه سیزده :

از دیگر مراسم سنتی و رسمی مازندران تیرماه سیزده است كه در اواسط آبان هر سال برگزار می شود. البته روایات مختلف در مورد تیرماه سیزده وجود دارد.
می گویند كه شب تولد حضرت علی ( ع) است.
می گویند پیروزی كاوه بر ضحاك و جشن مهرگان است.

در این شب همه خانواده كنار هم جمع می شوند و تا پاسی از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانه های بزرگ ترها سپری می كنند جوانان هم با در دست داشتن تركه ای بلند كه كیسه ای به انتهای آن بسته شده است. همراه كودكان به در خانه ها رفته و با سر و صدا و كوبیدن چوب به درخانه ها و لال بازی از صاحب خانه تقاضای هدیه می كنند به آنها پول ، میوه، شیرینی داده می شود.هنگامی كه لال به همراه گروه خود در كوچه ها شروع به حركت می كند این اشعار را می خواند:
لال بیمو، لال بیمو، پارسال و پیرار بیمو، چل بزن دیگه بزن، لال انه لالك انه، پیسه گنده خوانه ، سالو ماه ارزون نوه، لال مار رسوا نو، لال انه لالك انه، پاربورده امسال انه ، لال آمده ، لال آمده، پارسال و امسال امده، چرخ نخ ریسی را حركت بده، به دیگ بزرم، لال آید، لال كوچك می آید، كسی كه شیرینی پیس كنده می خواهد می آید ، سال و ماه ارزان نمی شود، لال بزرگ رسوا نمی شود، لال می آید، لال كوچك می آید ، پارسال رفته امسال می آید.

آیین سنتی 26 عید ماه :

آیین ویژه سنتی 26 عید ماه طبری هر سال در تاریخ 28 تیرماه شمسی در بیشتر روستاهای استان برگزار می شود. در روستای امامزاده حسن سوادكوه این مراسم با آداب خاصی انجام می شود این رسم به جشن مردگان نیز معروف است. بر اساس سنت رایج و باورهای مردم در زمان های قدیم فریدون پادشاه پیشدادی به خونخواهی پدرش جمشید شاه حاك پادشاه را سرنگون می كند مردم خبر این پیروزی را در شب با آتش زدن بوته ها به یكدیگر اطلاع می دهند. و فردای آن روز با برپایی جشن و مسابقه كشتی این پیروزی را گرامی می دارند.
امروزه نیز اهالی روستاهای اطراف همگی به امامزاده حسن می آیند و علاوه بر خیرات كردن برای اموات خود و روشن كردن شمع روی مزارها، تماشاگر مسابقه كشتی سنتی لوچر می شوند. در این روز كشتی گیران سوادكوه در این محوطه گرد می آیند و به مصاف هم می روند.در مناطق جلگه ای جشن مردگان در آرامگاه ها برگزار می شود.


شب یلدا :

شب اول زمستان را گت چله می نامند در این شب بنا به سنت دیرین همه افراد خانواده دور هم جمع می شوند و با خوردن هندوانه ماست و میوه و آجیل سرمای فصل زمستان را از خود دوی می كنند اعتقاد بر این است كه با خوردن ماست یا هندوانه در شب یلدا، هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد. در این شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود از هفت خانه چیزی می گیرند اگر كسی آنها را ندید و نشناخت حتما" به آنچه نیت كرده اند خواهند رسید.

 

آداب و رسوم مردم مازندران در ماه رمضان

مردم استان مازندران ماه مبارك رمضان را در حالی آغاز كردند كه روزه اولی‌ها مثل همیشه بر سر سفره افطار متبرك شمرده می‌شوندماه مبارك رمضان ماه توبه، ماه محو گناهان، ماه سلام و اسلام است كه مردم استان مازندران با امید به دست آوردن بازگشت به خویشتن از راه پیروزی بر طاغوت نفس، روزه‌شان را آغاز كردند ماه رمضان در فرهنگ عامه ایرانیان جایگاه ویژه‌ای دارد و در تمامی شهرهای كشور ماهی مقدس به شمار می‌رود..

از جمله آداب و رسوم و اعتقادات مردم در این ماه نذورات مختلفی است كه مردم به آن توجه خاصی دارند. مردم استان مازندران برای برآورده شدن آرزوها و ارتباط معنوی با خدا سه روز مانده به ماه مبارك رمضان را روزه می‌گیرنددر مازندران افرادی كه حاجتی داشته باشند برای برآورده شدن آن نذر ختم انعام می‌كنند و برای این كار از كسانی كه در قرائت قرآن تبحر دارند دعوت می‌كنند و به هنگام خواندن قرآن مقداری نمك، چند قرص نان و چند ظرف آب در سینی بزرگی می‌گذارند و در مجلس قرار می‌دهند.


پس از خواندن سوره انعام افراد روزه خود را با غذاهایی كه در سینی قرار دارد باز می‌كنند و نان‌های باقی‌مانده را به عنوان تبرك در سفره نان قرار می‌دهند تا بركت پیدا كند و در ادامه صاحب مجلس سفره افطار را پهن می‌كندقدیم در مازندران رسم بود افرادی كه فرزند پسر می‌خواستند نذر می‌كردند كه در طول ماه مبارك رمضان مردم را برای خوردن سحری بیدار كنند، به این صورت كه یك پیت حلبی خالی به گردن خود می‌آویختند و با چوب به آن ضربه می‌زدند تا مردم برای سحری بیدار شوند كه البته این رسم‌ها هم‌اكنون از بین رفته استنذر حلوا از دیگر نذورات مردم این منطقه است كه در شب 15 ماه مبارك رمضان هم‌زمان با میلاد امام حسن مجتبی (ع) زنان به عنوان نذر قند، چای، خرما و زغال به مسجد می‌برند كه این كار تا پایان ماه مبارك رمضان ادامه داردهمچنین در كنار این مواد حلوا، آش، زولبیا و بامیه سنتی، فرنی، آبگوشت و باقلای پخته با پلو به میان روزه‌داران می‌برند .

‌قدیم در ساری در زمان افطاری هر كسی كه نذر داشت مجمعه‌ای از كل نذورات خود را به عنوان افطاری درست می‌كرد و به زندان شهر می‌برددر خصوص عزاداری مردم مازندران از شب نوزدهم تا آخر ماه رمضان می‌توان گفت که  مردم استان در این شب‌ها در مدح امام علی (ع) شعر می‌گویند و مردم نذورات خود را به صورت پول داخل كشكول می‌گذارند، در آن شب خرما، شربت زعفرانی و فرنی به عنوان نذورات به روزه‌داران داده می‌شود..

روزه‌سری

كسانی كه در مازندران برای نخستین بار به سن تكلیف می‌رسند و روزه می‌گیرند تا زمانی كه از جانب بزرگ‌ترها به عنوان روزه‌سری هدیه‌ای نگیرند، افطار نمی‌كنند .معمولاً این هدایا شامل چادر نماز و طلاجات برای دختران، پول و انواع نقره‌جات قدیمی برای پسران است.

سحر و افطار

مازندرانی‌ها بر این اعتقادند كه سحر را نمی‌خوابند، زیرا نماز نافله شب می‌خوانند و به ویژه مناجات حضرت امیر در مسجد امیر را به نام مولا یا مولا زمزمه می‌كنند . مردم استان مازندران یا با صدای خروس و یا با سحر‌خوانی آواز‌خوانان خود را برای سحر آماده می‌‌كنند . سحر‌خوانان با صدای بلند می‌خواندند: سحر شد بپا خیز هنگام نماز است و همسایه‌ها نیز با این آواز دیگران را برای سحری در صورت خواب بودن بیدار می‌كردند . قرائت مناجات ابوحمزه ثمالی و خواندن یك جزء از قرآن توسط با‌سوادان از دیگر سنت‌های مردم مازندران بوده است.

ساك با كوكو، تخم مرغ و برنج و در قدیم نیز قرقناق از غذاهای محلی مازندران بود كه اعتقاد داشتند خوردن این غذاها در طول روز مانع گرسنگی و ضعف می‌شود دعوت از اقوام و فامیل به افطاری یكی از مهم‌ترین مراسمی است كه مردم مناطق مازندران به آن پایبند هستند .

وداع با ماه مبارك رمضان

این مراسم در مازندران از شب 27 ماه مبارك رمضان برگزار می‌شود در این شب‌ها مداحان و مبلغان دینی ندای خوش‌‌ الوداع با رمضان، الوداع شهر نور و القرآن را سروده و با اشعار زیبایی از سروده‌های محلی با ماه رمضان وداع می‌كنند و برای ورود به ماه شوال و بزرگ‌ترین عید اسلامی آماده می‌شونددر این ماه فوت كردن به قند و بستن گره به نخ هنگام خواندن دعای جوشن كبیر و دادن آن به مریض برای شفا نیز رسم استمردم مازندران در شب ضربت خوردن حضرت علی (ع) خوردن شیرینی را حرام می‌دانند..

 



مراسم ماه محرم :

كلیه تكایا مساجد و خانه ها از چند روز پیش از ماه محرم سیاه پوش می شوند و از روز اول ماه محرم مراسم عزاداری آغاز می شود مردم در دسته و هیات های زنجیر زنی و سینه زنی به مساجد و تكایا می روند و كسانی كه نذر دارند نذورات خود را اعم از آش خرما، شربت، و غذا .. بین مردم پخش می كنند.
در روستای نوا از شهرستان آمل، مراسم نخل گردانی ، معمول است. از روز اول تا هفتم مردم به عزاداری می پردازند و سعی دارند تا در این روز كلیه نذورات خود را ادا كنند در روز هفتم همه مردم به كنار نخلی می روند و به آن سلام می كنند اعتقاد بر این است كه نخل تابوت امام حسین ( ع) است. در روز هشتم نخل را بیرون می آورند و در محله ها می گردانند . مردم نیز همراه نخل می روند به این مراسم اصطلاحا" نخل گردانی می گویند.كسانی كه نذر شیر دارند در روز هشتم، نهم، دهم، همراه نخل گردانی شیر بین مردم پخش می كنند نخل ها را به در هر خانه كه می برند صاحب خانه نذر خود مانند شربت، خرما، شیر، دود كردن اسپند را به جا می آورد اگر نذر قربانی داشته باشند قربانی می كنند
در روز نهم و دهم محرم همین مراسم صورت می گیرد در شب دهم عاشورا،كه شام غربیان است نخل را دور محله می گرداند و همه مردم پابرهمه و شمع به دست همراه نخل به امامزاده می روند و تا صبح به سینه زنی و عزاداری می پردازند. تا چند سال پیش مراسم تعزیه خوانی نیز در محرم برگزار می شد. امروزه در روستاها كم و بیش تعزیه خوانده می شود.



عید غدیر :

در این روز كه خاص عید سادات است مردم به دیدن سادات می روند. و سكه ای را به عنوان ته كیسه یا پارچه سبز و سفید رنگ از دست سید یا سیده به عنوان تبرك دریافت می دارنددر این روز گوسفند یا بره قربانی را حنا می بندند و تا آفتاب نزده قربانی می كنند كسانی كه نذر دارند به هر نیتی كه باشد انگشت به خون می زنند و به پیشانی می مالند همچنین اعتقاد دارند در روز عید قربان بعد از قربانی كردن نباید از خانه خارج شوند و سركار بروند در منزل هم كاری انجام نمی دهند تا قربانی آنها رد بشود.

مراسم تمناس باران :

از انجا كه اساس معیشت و كشاورزی بر پایه آب است، بنابر این كم و یا زیاد بودن باران و آب مشكلاتی را ایجاد می كند. اگر باران كم ببارد و دچار كمبود آب بشوند مراسم خاصی را به جای می آورندتا خداوند دعای انها را مستجاب كرده وباران بفرستد.مراسمی كه برای تمنای باران دارند به این شرح است : اهالی روستا همگی به امامزاده مسجد یا میدان بزرگ روستا و یا خارج از روستا می روند دعا می كنند و « ملا» یا « سید » گوشه ای از جلد قرآن را خیس می كند یا منبر را به این نیت كه باران بیاید، با گلاب می شوید. علاوه بر این مرسوم است كه همه مردم شیر و برنج جمع می كنند و با آن شیر برنج درست كرده می خورند و مقداری از آن را با این باور كه باران ببارد روی پشت بام می ریزند.

مراسم باران خواهی :

یكی از مراسم رایج به هنگام خشك سالی مراسم باران خواهی است . به زبان محلی این مراسم را « شیلون » یا « شیلان » می نامند. به این منظور ابتدا از اهالی محل مواد اولیه برای پخت شیر و برنج و یا آش مورد نظر آن ها جمع آوری می شود در روز معین اهالی در مكان مقدسی مانند مسجد، تكیه ، امامزاده و یا در اطراف درخت مقدس جمع می شوند و پس از پخت آش به وسیله زن های محل، مراسم دعا وروضه خوانی انجام می شود و از خداوند طلب باران می كنند. پس از صرف آش مراسم به پایان می رسد.از دیگر عقاید مردم منطقه در این زمینه، گذاشتند پایه منبر در آب و یا ریختن آب به روی فردی سید است.

آفتاب خواهی :

اگر بارندگی زیاد باشد برای این باران بند بیاید نام هفت یا چهل كچل را بر كاغذ می نویسند و آن به بندی آویزان می كنند تا باد بخورد و باران قطع شود یا با خواند دعا و نذورات مختلف از خداوند طلب آفتاب و در آمدن خورشید می كنند.در روستای « كرات كیاسر» شهرستان ساری، اگر باران ببارد و مانع فعالیت كشاورزی شود، زن های روستا به طور جمعی شعر زیر را می خوانند : باران كو، باران بی پایان كو، گندم كه زیر خاكه، از تشنگی هلاكه، یا حضرت سلیمان، روز افتاب و شب باران » در روستا « ولویه كیاسر » ساری هنگامی كه باران به مدت چند روز ادامه داشته باشد برای بند آمدن آن بچه های روستا قوطی های حلبی را به نخی می بندند و دو سر نخ را می گیرند و در كوچه های محل راه می روند و دسته جمعی شعر زیر را می خوانند « قوطی قوطی افتاب كن، یك مشت برنج تو ابا كن، ما بچه های گرگیم، از سرمایی بمردیم، یا قرا، یا كتاب فردا بشه آفتاب.در روستای « كلیج كلادودانگه » در هنگام بارش زیاد باران، بچه های محل لباس كهنه می پوشند و با جارو و گل و لای كوچه ها را به هم می زنند و میخ وانند « بابروم – بابروم ، امروز آفتاب فردا آفتاب پیرا ( پس فردا( آفتاب آنگاه افراد هر خانواده به بچه ها مواد غذایی و یا شیرینی می دهند.در روستای « علی اباد دودانگه » منطقه سواد كوه، وقت بارش زیاد باران اهالی محل پارچه ای را از امامزاده شاهزاده حسین می ربایند پس از آفتابی شدن هوا آن پارچه را به اضافه پارچه دیگر به امامزاده پس می دهند.

گرفتن ماه و خورشید :

گرفتگی ماه و خورشید را ظل ( تاریكی) می نامند و معتقدند كه اژدهایی جلوی آن را گرفته است در این حالت برای رهایی و برطرف شدن تاریكی از ماه به پشت بام ها می روند بر ظرف مسی می كوبند و با تفنگی تیراندازی می كنند. علاوه بر اینها نماز ایات می خوانند و دعا می كنند.

گهواره بندی :

در بیشتر نقاط شهری و روستایی استان رسم بر این است كه در دهمین روز تولد نوزاد عده ای از بستگان و آشنایان برای صرف ناهار دعوت شوند پس از صرف ناهار و چای و شیرینی مادر بزرگ و یا قابله كودك را در گهواره می بندند در بعضی مناطق اگر نوزاد فرزند اول باشداین وظیفه را مادر بزرگ طرف مادری به عهده می گیرد سپس مدعوین پولی به عنوان هدیه در گهواره طفل می گذارند.در بعضی از روستاهای شهرستان نور پس از خوابانیدن نوزاد در گهواره، بستگان طرف مادری نوزاد، روی گهواره گردو یا نبات می شكنند و یا گهواره را چند بار به شدت تكان می دهند این كار به این دلیل انجام می شود كه اگر در طول زندگی بین پدر و مادر نزاعی رخ داد گوش طفل به سر و صدا عادت كرده باشد.

دندان سری :

یكی از مراسم دوران كودكی مراسم دندان سری است كه همزمان با ظاهر شدن اولین دندان های طفل برگزار می شود . در این مراسم مادر كودك شیر برنج یا آشی كه انواع حبوبات در آن وجود داشته باشد می پزند و كاسه ای از اش را به خانه فامیل ها و دوستان می دهد معمولا" رسم است كه افراد هنگام پس دادن كاسه، هدیه ای مانند جوراب، روسری یا پول در آن می گذارند.

مراسم ازدواج :

خواستگاری از دختر توسط اقوام نزدیك داماد صورت می گیرد. بعد از رضایت خانواده عروس فردای آن شب غذا و شیرینی تهیه دیده برای خانواده عروس می فرستند. برای مراسم « اره گیرون یا سهمان بله برون به خانه عروس می روند و با دادن انگشتر به عروس در واقع او را برای پسر شان نشان می كنند.
در همان شب بله برون میزان شیربها ( زر) را نیز معین می كنند بعد از این مراسم دوران نامزدی آغاز می شود كه معمولا" از 6 ماه تا 2 سال طول می كشد.چند روز مانده به عروسی مقدمات آن را فراهم می سازند. به خرید می روند و برای عروس داماد پیراهن، پارچه، و ... می خرند.برای دعوت كردن مردم به عروسی زنی را به عنوان خبر گیر به خانه های مردم می فرستند تا همگی را برای عروسی دعوت نماید.یك روز قبل از جشن از خانه داماد تمام مخارج جشن عروسی از قبیل برنج، مرغ، گوشت، روغن به نام خرج بار، را بار اسب می كنند و همراه چند گوسفند پای كوبان به خانه عروس می فرستند مردم نیز كمك هایی به نام سوری در مجمع های مسی گذاشته و روی ان را با پارچه های رنگی می پوشانند و آن را بر سر گرفته به خانه داماد می برند.
شب قبل از عروسی « حنابندان » می گیرند. صبح روز حنابندان ، عروس و داماد جداگانه با جشن و پای كوبی به حمام می روند دلاك در حمام به عروس و داماد شربت و شیرینی می دهد و اسپند دود می كند. سپس عروس و داماد جداگانه سوار بر اسب، همراه دوستان به خانه می روند.شب حنابندان عروس و داماد جداگانه در خانه خود، مراسم حنابندان را انجام می دهند در خانه عروس، خواهر یا یكی از دوستان عروس حنا در دست عروس می گذارد و در خانه داماد نیز دوستان داماد در دست او حنا می گذارند.روز عروسی وعقدكنان خانواده عروس و داماد جداگانهمیهمانان ناهار می دهند.
بعد از ظهر عروسی داماد به همراه فامیل و دوستان برای آوردن عروس به طرف خانه عروس راه می افتد داماد از قبل اسبی را تزیین می كند تا عروس را روی آن بنشاند وقتی به خانه عروس رسیدند خانواده عروس با نقل و شیرینی و دود كردن اسپند به استقبال آنها می رود پدر یا برادر عروس، نانی را به كمر عروس با شال سفید یا سبز می نشانند به این نیت كه اولین فرزندشان پسر باشد و پیر بچه دیگری آیینه به دست جلوی اسب عروس راه می افتد. در بین راه دوستان داماد با پای كوبی و تیر اندازی، در شادمانی سهیم می شوند گاهی نیز با گذاشتن مسابقه اسب دوانی بر عروسی می افزایند.وقتی كه به در خانه داماد رسیدند داماد از اسب پیاده نارنج، انار، یا سیبی، را در دست می گیرد و به سمت عروس پرت می كند عروس باید آن را بگیرد و سپس آن را با هم بخورند.
عروس ابتدا وارد خانه نمی شود مگر اینكه پدر داماد سكه ای یك راس گاو و یا زمینی را به عنوان رونما یا پاناز به عروس بدهد. وقتی عروس وارد حیاط خانه شد مادر و خواهرهای داماد اسپند دود می كنند و نقل و نبات و شیرینی به همراهان می دهند تمام مهمانان شام را در خانه داماد می خورند وپس از خوردن شام آنجا را ترك می كنند تنها زنی به نام « عروس مار » همراه عروس می ماند. صبح روز بعد از عروسی عروس باید صبحانه را آماده كند و به خانواده داماد بدهد. خانواده داماد نیز لباس، پول، پارچه ای را به عنوان خلعت به عروس می دهند سه روز بعد از عروسی ، عروس و داماد به عنوان سلام به مادرزن، به خانه عروس می روند كه به آن زن مار سلام می گویند. جهاز عروس را یك روز قبل از عروسی به خانه داماد می برند.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: آداب و رسوم مازندران ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 مرداد 1388 11:34 ق.ظ